تبليغاتX
مشاوره خانواده و تحصیلی

moshaver4khanevadeh

مشاور

moshaver4khanevadeh

http://moshaver4khanevadeh.blogfa.com

مشاوره خانواده و تحصیلی

مشاوره خانواده و تحصیلی

مشاوره خانواده و تحصیلی

زندگی و آرامش

مشاوره خانواده و تحصیلی

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " مشاوره خانواده و تحصیلی " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
آرشیو تماس با ما


 “دكتر ويناي گويال”

در هنگام اپيدمي جهاني يك بيماري امكان عدم تماس با عامل آن بيماري تقريباً غيرممكن است در حاليكه امكان پيشگيري از ابتلاء به آن وجود دارد.

هنگامي كه هنوز سالم هستيد و بدن شما علائمي از ابتلاء به آنفولانزاي نوع A را نشان نمي‌دهد، رعايت چند دستورالعمل ساده از ابتلاء به بيماري و يا توسعه آن جلوگيري مي‌نمايد.

تنها راه ورود ويروس آنفولانزاي نوع A از طريق دهان يا بيني مي‌باشد. براي پيشگيري از بيماري كافيست نكات زير را رعايت نمائيد:

1)       دستهاي خود را چندين بار در روز بشوئيد.

2)      هيچيك از اجزاء صورت خود را لمس نكنيد و در مقابل اين وسوسه مقاومت نمائيد. (مگر براي خوردن، نوشيدن، شستشو و ساير امور ضروري)

3)      دوبار در روز با آب نمك ولرم قرقره نمائيد (مي‌توانيد از محلول ليسترين نيز استفاده نمائيد.) ويروس آنفولانزاي نوع A از هنگام ورود از طريق دهان يا بيني به مدت 2 الي 3 روز در گلو باقي‌مانده و همانجا تكثير مي‌شود. با قرقره محلولهاي ضد‌عفوني كننده مانند آب نمك يا ليسترين مي‌توانيد از تكثير ويروس و ابتلاء به بيماري جلوگيري نمائيد. اين توصيه ساده را بي‌اهميت تلقي ننمائيد.

4)      همانند بند 3، بيني خود را نيز حداقل يك بار در روز با آب نمك شستشو نمائيد. اين موضوع ممكن است براي برخي افراد كمي مشكل بنظر برسد اما با كمي تمرين موفق خواهيد شد.

5)      مصونيت خود را از طريق مصرف غذاها و ميوه‌هاي حاوي ويتامين C افزايش دهيد. چنانچه ناچار از مصرف قرصهاي ويتامين C مي‌باشيد، از وجود روي (Zinc) در آنها اطمينان حاصل نمائيد.

6)      هرچه مي‌توانيد مايعات گرم مانند چاي،‌قهوه و .... بنوشيد. اثر نوشيدن مايعات گرم مشابه قرقره نمودن آب نمك اما بصورت معكوس مي‌باشد. با قرقره نمودن، ويروس را از بدن خارج مي‌نمائيم و با نوشيدن مايعات گرم، ويروس را به داخل معده انتقال مي‌دهيم كه در آنجا امكان تكثير ندارد.

پيشنهاد مي‌كنم اين دستورالعملها را براي سايرين ليست نمائيد. شما نمي‌دانيد چه اشخاصي ممكن است با توجه به آن زنده بمانند.

http://andishehrooz.blogfa.com/


مشاور پنجشنبه 5 آذر1388  نظر بدهید!

ضوابط طراحی سئوالات امتحانی

مشاور چهارشنبه 4 آذر1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

آماری عجیب در مورد انسانها

بشر پر حرف ترين موجود روي زمين است. اين آمار را اخيرا از سوي پزشکان روسيه منتشر شده.

اين محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند که در اين مدت انسان 13 سال حرف مي زند، 6 سال غذا مي خورد و 23 سال نيز مي خوابد.

هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا مي خورد. اگر وزن افراد را 75 تا 80 کيلو گرم بگيريم بايد گفت هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزنش غذا مي خورد. در مدت يک روز يا 24 ساعت 1000 ليتر هوا تنفس مي کند وقلبش در هر 1 دقيقه 80 تا 100 بار مي زند. با اين شرايط قلب انسان در طول زندگيش دو ميليارد و58 ميليون بار بدون وقفه واغلب بدون کوچکترين مشکلي مي زند.

انسان تنها موجودي است که راست قامت است و روي دو پا راه مي رود ودر طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر مي دارد يعني 7 ميليون قدم در سال. در 70 سالگي تعداد اين قدمها به 500 ميليون مي رسد يعني 500 هزار کيلومتر راه رفته. با اين محاسبات مي توان نتيجه گرفت که هر فرد در طول زندگيش مي تواند 9 بار کره ي زمين را دور بزند و با پاي پياده به کره ي ماه برود با توجه به اينکه فاصله زمين تا ماه 390 هزار کيلومتر است .....

بدن انسان به وسيله ي پوشش شگفت انگيزي محافظت مي شود. اين پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30 ميليون ميکروب روي آن مي نشيند و 29 ميليون آن کشته مي شود و پس از 2 ساعت از اين 30 ميليون فقط 7 هزار تاي آن باقي مي ماند.

در بدن انسان بين 2 تا 4 ميليون نقطه ي درد و جود دارد که حساسيت آن نسبت به موقعيت پوست بدن فرق دارد. بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگيزي دارد و مي تواند گرماي 44 تا 45 درجه را تحمل کند و حتي اگر به تدريج گرم شود در فضاي خشک مي تواند 150 تا 160 درجه حرارت را تحمل کند و بالاترين ميزان برودت که بدن قادر به ايستادگي در برابر آن است 27 درجه زير صفر است.

انسان مي تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند. حساسترين عضو بدن چشم است که مي تواند 10 هزار رنگ را تشخيص دهد وبالاخره اينکه نوزادان تا 8 ماهگي دنيا را سياه وسفيد مي بينند.

http://learning.3jokes.com

مشاور سه شنبه 14 مهر1388  نظر بدهید!

80نكته مهم در تدريس موفق معلمان و مربیان مدارس

مشاور یکشنبه 5 مهر1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

30قانون زندگي

مشاور پنجشنبه 2 مهر1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

حلول ماه رمضان ماه ضیافت خدای رحمان مبارک باد

مشاور جمعه 6 شهریور1388  نظر بدهید!

مادر

 

My mom only had one eye.  I hated her... she was such an embarrassment.

مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family.

 اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.

یك روز اومده بود  دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me?

 خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.

 به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا   از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!"

روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.

 فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم .  كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..كاش مادرم  یه جوری گم و گور میشد...

So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!"

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟

My mom did not respond...

 اون هیچ جوابی نداد....

I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.

 حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم ، چون خیلی عصبانی بودم .

I was oblivious to her feelings.

 احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her.

دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.

 سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.

 اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...

I was happy with my life, my kids and the comforts

 از زندگی ، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم

Then one day, my mother came to visit me.

تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من

She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.

 اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو

When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.

وقتی ایستاده بود دم در  بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا  ، اونم  بی خبر

I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!" GET OUT OF HERE! NOW!!!"

سرش داد زدم  ": چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!"  گم شو از اینجا! همین حالا

And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.

 اون به آرامی جواب داد : " اوه   خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر  ناپدید شد .

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore .

یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

So I lied to my wife that I was going on a business trip.

ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم .

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.

بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی كنجكاوی .

My neighbors said that she is died.

همسایه ها گفتن كه اون مرده

I did not shed a single tear.

ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم

They handed me a letter that she had wanted me to have.

 اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن

"My dearest son, I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children.

 ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور   اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،

I was so glad when I heard you were coming for the reunion.

 خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا

But I may not be able to even get out of bed to see you.

ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم

I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.

وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.

آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از دست دادی

As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.

 به عنوان یك مادر نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم

So I gave you mine.

 بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.

برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم  به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه

With my love to you,

با همه عشق و علاقه من به تو

http://khalafian.blogfa.com

مشاور جمعه 6 شهریور1388  نظر بدهید!

وقتی با شکست روبرو می شوی بلند شو و دوباره ضربه بزن. دوباره، دوباره، دوباره…

مشاور شنبه 3 مرداد1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

ارزش زمان

ارزش یک خواهر را،از کسی بپرس که آن را ندارد.

ارزش ده سال را،از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند.

ارزش چهار سال را، از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.

ارزش یک سال را،از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است.

ارزش یک ماه را،از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است.

ارزش یک هفته را،از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس.

ارزش یک ساعت را،عاشقانی بپرس که در انتظار زمان قرار ملاقات هستند.

ارزش یک دقیقه را،از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس یا هواپیما نرسیده است.

ارزش یک ثانیه را،از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است.

ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است.

زمان برای هیچکس صبر نمی کند. قدر هر لحظه خود را بدانید. قدر آن را بیشتر خواهید دانست، اگر بتوانید آن را با دیگران نیز تقسیم کنید.

برای پی بردن به ارزش یک دوست، آن را از دست بده.


http://www.118ba118.com

مشاور جمعه 22 خرداد1388  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

شیطان پرستی در ایران

مشاور پنجشنبه 10 بهمن1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

تقویت حافظه با لیمو ترش

مشاور پنجشنبه 26 دی1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

پنجره.

در بيمارستاني ، دو مرد بيمار در يك اتاق بستري بودند. يكي از بيماران اجازه داشت كه هر روز بعد از ظهر يك ساعت روي تختش بنشيند . اما بيمار ديگر مجبور بود هيچ تكاني نخورد و هميشه پشت به هم‌اتاقيش روي تخت بخوابد

آنها ساعت‌ها با يكديگر صحبت مي‌كردند، از همسر، خانواده، خانه، سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي‌زدند

هر روز بعد از ظهر ، بيماري كه تختش كنار پنجره بود ، مي‌نشست و تمام چيزهايي كه بيرون از پنجره مي‌ديد براي هم‌اتاقيش توصيف مي‌كرد. بيمار ديگر در مدت اين يك ساعت ، با شنيدن حال و هواي دنياي بيرون ، روحي تازه مي‌گرفت
اين پنجره ، رو به يك پارك بود كه درياچه زيبايي داشت مرغابي‌ها و قوها در درياچه شنا مي‌كردند و كودكان با قايقهاي تفريحي‌شان در آب سر گرم بودند. درختان كهن ، به منظره بيرون ، زيبايي خاصي بخشيده بود و تصويري زيبا از شهر در افق دوردست ديده مي‌شد. همان طور كه مرد كنار پنجره اين جزئيات را توصيف مي‌كرد ، هم‌اتاقيش چشمانش را مي‌بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي‌كردروزها و هفته‌ها سپري شد
يك روز صبح ، پرستاري كه براي حمام كردن آنها آب آورده بود ، جسم بي‌جان مرد كنار پنجره را ديد كه با آرامش از دنيا رفته بود . پرستار بسيار ناراحت شد و از مستخدمان بيمارستان خواست كه مرد را از اتاق خارج كنند
مرد ديگر تقاضا كرد كه تختش را به كنار پنجره منتقل كنند . پرستار اين كار را با رضايت انجام داد و پس از اطمينان از راحتي مرد، اتاق را ترك كرد.آن مرد به آرامي و با درد بسيار ، خود را به سمت پنجره كشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بيندازد . بالاخره او مي‌توانست اين دنيا را با چشمان خودش ببيند
در كمال تعجت ، او با يك ديوار مواجه شد
مرد ، پرستار را صدا زد و پرسيد كه چه چيزي هم‌اتاقيش را وادار مي‌كرده چنين مناظر دل‌انگيزي را براي او توصيف كند

پرستار پاسخ داد: شايد او مي‌خواسته به تو قوت قلب بدهد. چون آن مرد اصلا نابينا بود و حتي نمي‌توانست ديوار را ببين

http://hoseinpariz.blogfa.com

مشاور چهارشنبه 25 دی1387  نظر بدهید!

افزایش طلاق درمیان پولدارهای تهرانی




   

نتایج بررسیهای تازه نشانگر افزایش روزافزون روند طلاق در میان خانواده های ثروتمند در شهر تهران است، ، به گونه ای كه ۶۸ درصد كسانی كه در یك تالار مجلل پایتخت ازدواج كرده بودند، ظرف كمتر از یكسال از یكدیگر جدا شده اند.

گزارش پایگاه خبری برنا، از مجموع ۳۵۰ مورد ازدواج‌های صورت گرفته در یک تالار مشهور جشن و میهمانی در منطقه فرمانیه در شمال تهران در سال گذشته تعداد ۲۳۸ مورد آن ظرف كمتر از یكسال منجر به طلاق شده است.

این موضوع زمانی فاش شد كه مسئولان تالار تصمیم گرفتند از كسانی كه ظرف یكسال اخیر در تالار آنها مراسم عروسی خود را برگزار كرده بودند، برای شركت در جشن یكسالگی زندگی دعوت كنند اما بیشتر مهمانان آنها پاسخ دادند كه زندگی‌شان حتی یکسال هم دوام نداشته و آنها اكنون از هم جدا شده اند.

بنابر این گزارش، طی یکسال گذشته بیش از ۳۵۰ مراسم ازدواج در تالار مشهور فرمانیه برگزار شده و هزینه برگزاری هر یك از این مراسم از ۱۵۰ میلیون تومان هم فراتر بوده است.

برخی از چهره های مشهور اقتصادی و ورزشی کشور از جمله" ع .د" که از سرشناسان عرصه ورزش کشور محسوب می شود، نیز جشن عروسی خود را در این تالار برگزار کرده اند.

به گزارش برنا، در برخی از ازدواج های این تالار شمال تهران، میزان مهریه عروس، سکه بهار آزادی به ارتفاع قله هایی همچون هیمالیا(۸۰۰۰متر) و دماوند(۵۶۱۰) تعیین شده است.

مهمانان چنین مراسمی نیز همواره افراد ثروتمند و پولدار كشور هستند، به گونه ای كه در یکی از جشن های عروسی، ارزش تقریبی خودروهای میهمانان حاضر در تالار، ۱۷ میلیارد تومان برآورد شده بود.

این وضعیت، از نظر ناظران موید این ضرب المثل معروف است كه "پول، (الزاما) خوشبختی نمی آورد."

http://amirkaber.blogfa.com/

مشاور جمعه 20 دی1387  نظر بدهید!

به 

http://moshaver4khanevadeh.blogfa.com/

                                                    خوش آمديد  .          

                                                                                 مشاور خانواده

مشاور چهارشنبه 11 دی1387  نظر بدهید!

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : 
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .
من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.
من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

مشاور دوشنبه 9 دی1387  نظر بدهید!

مشاور دوشنبه 2 دی1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

الفباي موفقيت

الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پويايي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر بازدارنده ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن
چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه
ح: حق شناسي براي تزکيه نفس
خ: خودداري براي تمرين استقامت
د: دورانديشي براي تحول تاريخ
ذ: ذکرگويي براي اخلاص عمل
ر: رضايت مندي براي احساس شعف
ز: زيرکي براي مغتنم شمردن دم ها
س: سخاوت براي گشايش کارها
ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج
ص: صداقت براي بقاي دوستي
ض: ضمانت براي پايبندي به عهد
ط: طاقت براي تحمل شکست
ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف
ع: عطوفت براي غنچه شکفته در باورها
غ: غيرت براي بقاي انسانيت
ف: فداکاري براي قلب هاي دردمند
ق: قدرشناسي براي ناگفته هاي دل
ک: کرامت براي نگاهي از سر عشق
گ: گذشت براي پالايش احساس
ل: لياقت براي تحقق اميدها
م: محبت براي نگاه معصوم يک کودک
ن: نکته بيني براي ديدن ناديده ها
و: واقع گرايي براي دستيابي به کنه هستي
ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها
ي: يک رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترک

برگرفته از مجله موفقيت

مشاور چهارشنبه 27 آذر1387  نظر بدهید!

ای صــبا از من به اسماعیل قربــانی بگو .......زنده برگشتن زکوی یار ،شرط عشق نیست

                                   عيد قربان مبارک باد 

مشاور دوشنبه 18 آذر1387  نظر بدهید!

عجايب هفتگانه جهان چاپ ارسال به دوست



مشاور دوشنبه 18 آذر1387  نظر بدهید!

به 

http://moshaver4khanevadeh.blogfa.com/

                                                    خوش آمديد  .          

                                                                                 مشاور خانواده

مشاور دوشنبه 18 آذر1387  نظر بدهید!


باشگاه خبرنگاران جوان:پيرمرد ،سخت مشغول کار بود در معدن نمک با خويشانش که سنگي بزرگ از بالاي کوه فروغلتيد و او را براي هميشه خاموش کرد.

2007_10_27_133771.jpg

سال ها زير سنگ باقي بود اما نمک بدنش را از فرسودگي حفظ کرد. تا همين چند سال پيش که اخلاف کارگرش در معدن نمک چهرآباد زنجان او را پيدا کردند و سپردند به موزه.

پيرمرد الان 1700 ساله است ...خوب بخوابي پدربزرگ!

 
 


 

تهیه و تنظیم :پایگاه اینترنتی پرشین وی

www.persianv.com

مشاور جمعه 8 آذر1387  نظر بدهید!

رنکینگ دانشگاههای دنیا 

مشاور دوشنبه 4 آذر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

نمادهای شیطان پرستی 
در ذيل برخي از نمادها كه به عنوان نگين انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاوير بر روي دست‌بندها ، پيراهن ، شلوار ، كفش ،‌ ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ايران اسلامي نيز راه يافته است ، مورد بررسي و معرفي قرار مي‌گيرد :

مشاور پنجشنبه 23 آبان1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

ميدان مغناطيسي بدن انسان
 

مشاور پنجشنبه 23 آبان1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بررسي مکتبهاي بشري 

کمونيسم : دو گاو داريد. دولت هر دوي انها را ميگيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريک کند
فاشيسم : دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت ان را به شما ميفروشد
کاپيتاليسم : دو گاو داريد. هر دوي انها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند

مشاور پنجشنبه 23 آبان1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

آنچه باید درباره راه‌های قانونی دریافت مهریه بدانید
 

مشاور دوشنبه 20 آبان1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

 

مبارزه خیلی وقت است شروع شده

مبارزه

مشاور جمعه 17 آبان1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دهه كرامت ميلاد خجسته كريمه اهلبيت حضرت معصومه (سلام

الله عليها ) و عالم آل محمد حضرت   علي ابن موسي الرضا (عليه

السلام )            برشما                          

                                      مباركباد

سخني از مولا علي ابن موسي الرضا ( عليه السلام) :

در برابر قدرتمندان محتاط ‌‌، در برابر دوستان فروتن ، در برابر دشمنان

مراقب و در برابر مردمان گشاده رو باش .

مشاور دوشنبه 13 آبان1387  نظر بدهید!

شهادت آب

تاثیر کلمات و محيطبرآب
 

مشاور جمعه 26 مهر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

زنـدگـــی

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی.
زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چون گل، که بنوشی اش چون شهد.
زندگی، بغض فـروخورده نیست. 
زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست.
زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.
زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.
زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.
زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.
زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.
زندگی، شـــوق وصال یار است.
زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس.
زندگی، تکیه زدن بر یــار است.
زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.
زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.
زندگی، قطعه سرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به سرشاخه امید و رجا.
زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.
زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است.
زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.
 زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است.
زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است.
زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به، که چقدر شیـــرین است.
زندگی،خاطره یک شب خوش،زیر نور مهتاب،روی یک نیمکت چوبی سبز،ثبت در سینه است.
زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه.
زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است.
زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق. 
زندگی، گاه شده است که برد بیراهم.
زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد.

http://hamdardee.blogfa.com/

 

مشاور پنجشنبه 25 مهر1387  نظر بدهید!

روزی یک مرد ثروتمند،پسر بچه ی کوچکش را به یک دِه برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند،چقدر فقیر هستند. آن دو یک شبانه روز در خانه ی محقر یک روستایی مهمان بودند .
در راه بازگشت و در پایان سفر ،مرد از پسرش پرسید:نظرت در مورد مسافرتمان چه بود
پسر پاسخ داد:عالی بود پدر!
پدر پرسید:آیا به زندگی آنها توجه کردی ؟
پسر پاسخ داد:بله پدر!
و پدر پرسید :چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟
پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت:فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و
آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد
ما در حیاطمان، فانوسهای تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود،
اما باغ آنها بی انتهاست!
با شنیدن حرفای پسر ،زبان مرد بند آمده بود.پسر بچه اضافه کرد: متشکرم پدر، تو به من نشان که ما چقدر فقیر هستیم!...

مشاور پنجشنبه 25 مهر1387  نظر بدهید!

 

بزرگ شدن پروستات در مردان


مشاور چهارشنبه 24 مهر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

شناخت قرآن و اسلام از ديدگاه دانشمندان 

مشاور جمعه 19 مهر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

  آيا هنوز اميد داريد؟


    اگر بتوانيد به‌ غروب‌ خورشيد بنگريد و لبخند بزنيد، و زيبايي‌ را در رنگ‌هاي‌ گلي‌ كوچك‌ پيدا كنيد،پس‌ هنوز اميد در قلبتان‌ وجود دارد.
    اگر بتوانيد نشاط و سرزندگي‌ را در حركت‌ و پرواز يك‌ پروانه‌ پيدا كنيد، و اگر لبخند يك‌ كودك‌ بتواندگرماي‌ محبت‌ را در دلتان‌ زنده‌ كند، پس‌ هنوز در قلب‌تان‌ اميد وجود دارد.
    اگر بتوانيد ديگران‌ را خوب‌ ببينيد، و اگر نغمه‌ قطرات‌ باران‌ كه‌ بر سقف‌ خانه‌تان‌ مي‌چكد بتواندلالايي‌اي‌ براي‌ خوابتان‌ شود، پس‌ هنوز اميد در قلب‌تان‌ وجود دارد.
    اگر منظره‌ رنگين‌ كمان‌ در دل‌ آسمان‌ شما را از حركت‌ باز دارد و بتواند شما را با حيرت‌ به‌ آسمان‌ خيره‌سازد، و اگر موهاي‌ نرم‌ يك‌ حيوان‌ زير نوك‌ انگشتانتان‌ احساس‌ خوشايندي‌ در دلتان‌ ايجاد كند، پس‌هنوز اميد در قلب‌تان‌ وجود دارد.
    اگر با خوشبيني‌ و شوق‌ و ذوق‌ با افراد برخورد كنيد و اگر ديدن‌ آنان‌ احساس‌ نشاط را در دلتان‌ زنده‌كند، پس‌ هنوز اميد در قلبتان‌ وجود دارد.
    اگر هنوز دست‌ دوستي‌ به‌ سوي‌ ديگران‌ دراز مي‌كنيد، و اگر هنوز از دريافت‌ يك‌ كارت‌ تبريك‌ يا نامه‌غيرمنتظره‌ غرق‌ حيرت‌ و شادماني‌ مي‌شويد، پس‌ هنوز اميد در قلب‌تان‌ وجود دارد.
    اگر از ديدن‌ غم‌ و رنج‌ ديگران‌ در دل‌ احساس‌ اندوه‌ و ناراحتي‌ پيدا كنيد، و اگر نگذاريد يك‌ دوستي‌بميرد يا پايان‌ آن‌ را نپذيريد، پس‌ هنوز اميد در قلب‌تان‌ وجود دارد.

مشاور پنجشنبه 11 مهر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

خدا هميشه‌ با تو است‌

شبي‌ مردي‌ خوابي‌ عجيب‌ ديد. در خواب‌ ديد كه‌ در ساحلي‌ راه‌ مي‌رود. و حضور خدا را نزد خودبيش‌ از پيش‌ حس‌ كرد. او مي‌توانست‌ با نگاهي‌ به‌ آسمان‌، صحنه‌هايي‌ از زندگي‌اش‌ را ببيند.
 او با هرصحنه‌، دو رد پا را روي‌ ماسه‌هاي‌ ساحل‌ مي‌ديد، يكي‌ متعلق‌ به‌ خود و ديگري‌ ردپايي‌ كه‌ نشانگر حضورخدا بود.
 وقتي‌ آخرين‌ صحنه‌ زندگي‌اش‌ در برابرش‌ نمايان‌ گشت‌، او به‌ ماسه‌هاي‌ ساحل‌ نگاهي‌ انداخت‌و متوجه‌ شد كه‌ در بسياري‌ از مواقع‌ در طول‌ راه‌ زندگي‌اش‌، فقط يك‌ رد پا روي‌ ماسه‌ها ديده‌ مي‌شود.همچنين‌ متوجه‌ شد كه‌ در اوقاتي‌ فقط يك‌ رد پا ديده‌ مي‌شود كه‌ ناهموارترين‌ و بحراني‌ترين‌ اوقات‌زندگي‌اش‌ محسوب‌ مي‌شدند.
او كه‌ به‌ شدت‌ غمگين‌ شده‌ بود، از خدا پرسيد:
«باريتعالي‌، خودت‌فرمودي‌ كه‌ وقتي‌ تصميم‌ بگيرم‌ از تو دنباله‌روي‌ كنم‌ و مطيعت‌ باشم‌، در تمام‌ طول‌ همراهم‌ خواهي‌ بود.ولي‌ متوجه‌ شده‌ام‌ كه‌ در طول‌ بدترين‌ و بحراني‌ترين‌ اوقات‌ زندگي‌ام‌، فقط يك‌ رد پا وجود دارد.نمي‌فهمم‌ چرا زماني‌ كه‌ بيشتر از هميشه‌ به‌ تو نياز داشتم‌، مرا به‌ حال‌ خود رها كردي‌ و تنهايم‌ گذاشتي‌».
    خداوند يكتا پاسخ‌ داد:
«اي‌ بنده‌ عزيز و ارزشمندم‌، من‌ به‌ تو عشق‌ مي‌ورزم‌ و هرگز تو را به‌ خود رهانمي‌كنم‌ و تنهايت‌ نگذاشته‌ام‌. در مواقعي‌ كه‌ با رنج‌ و دشواري‌ زياد دست‌ و پنجه‌ نرم‌ مي‌كردي‌، يعني‌زماني‌ كه‌ فقط يك‌ رد پا ديده‌اي‌، من‌ تو را روي‌ شانه‌هاي‌ همراهي‌ خود حمل‌ مي‌كردم‌».

مشاور پنجشنبه 11 مهر1387  نظر بدهید!

اجزا و ترکیبات سیگار 

مشاور جمعه 5 مهر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

دست دعا، چشم امید

مشاور جمعه 5 مهر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

معما

آلبرت اینشتین این معما را در قرن نوزدهم میلادی طرح کرد. به گفته وی 98 درصد از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند.
در خیابانی 5 خانه در 5 رنگ متفاوت وجود دارد. در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند. این 5 نفر صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می كشند و حیوان خانگی متفاوتي نگهداری می کنند.

سوال : کدامیک از آنها در خانه ماهی نگه می دارد؟

 

مشاور جمعه 5 مهر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

غذاهاي خوش اخلا ق، غذاهاي بد اخلا ق   

مشاور سه شنبه 2 مهر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

انواع هپاتیت 

مشاور پنجشنبه 28 شهریور1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

  ریزش مو و موخوره 

مشاور پنجشنبه 28 شهریور1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

حتی در آسمان تیره و ابری هم

می توان ستاره پیدا کرد .

حتی از دریای خروشان وطوفانی هم

می شود ماهی گرفت.

اگر آب نیست وآفتاب بی رمق است ،

میتوان حتی گل ودرخت را در حافظه کاشت

و برگ و بارشان را به تماشا گذاشت .

تنها باید به چشمهایمان بیاموزیم

که زیباییها را جستجو کنند،

به گوشهایمان یاد بدهیم

که زمزمه های مهربانی را بشنوند،

به قلبهایمان هشدار دهیم

 که جز برای محبت وعشق نتپند

مشاور یکشنبه 24 شهریور1387  نظر بدهید!

شاد شاد زندگی کنیم 

مشاور پنجشنبه 21 شهریور1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

بهترین شکل آرامش

 

 

مشاور چهارشنبه 20 شهریور1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

 

تنها بازمانده یك كشتی شكسته به جزیرهٌ كوچك خالی از سكنه ای افتاد. او با دلی لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد؛

مشاور دوشنبه 18 شهریور1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

جواب سلام را با عليک بده ،

 جواب تشکر را با تواضع،

 جواب کينه را با گذشت،

 جواب بی مهری را با محبت،

 جواب ترس را با جرأت،

 جواب دروغ را با راستی،

 جواب دشمنی را با دوستی،

 جواب زشتی را به زيبايی،

  جواب توهم را به روشنی،

 جواب خشم را به صبوری،

 جواب سرد را به گرمی،

  جواب نامردی را با مردانگی،

 جواب همدلی را با رازداری،

                         جواب پشتکار را با تشويق،

 جواب اعتماد را بی ريا،

 جواب بی تفاوت را با التفات،

  جواب يکرنگی را با اطمينان،

    جواب مسئوليت را با وجدان،

  جواب حسادت را با اغماض،

 جواب خواهش را بی غرور،

 جواب دورنگی را با خلوص،

  جواب بی ادب را با سکوت،

 جواب نگاه مهربان را با لبخند،

 جواب لبخند را با خنده،

 جواب دلمرده را با اميد،

  جواب منتظر را با نويد،

 جواب گناه را با بخشش،

و جواب عشق چيست جز عشق

http://hamdipoor.blogfa.com/

مشاور یکشنبه 17 شهریور1387  نظر بدهید!

دعا و بهداشت روان

الا بذكرا… تطمئن القلوب » «همانا با ذكر خدا دل ها آرام می گیرند .»

 

مشاور یکشنبه 17 شهریور1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

به آرامی آغاز به مردن می کنی  

  اگر سفر نکنی،

  اگر چيزی نخوانی،

  اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

  اگر از خودت قدردانی نکنی.
 

   به آرامی آغاز به مردن میکنی

  زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،

  وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

   به آرامی آغاز به مردن میکنی

  اگر برده عادات خود شوی،

  اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی...

  اگر روزمرگی را تغییر ندهی

  اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،

  یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
 

   تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

  اگر از شور و حرارت،

  از احساسات سرکش،

  و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند

  و ضربان قلبت را تندترمی کنند،

  دوری کنی ...
 

   تو به آرامی آغاز به مردن میکنی ...

  اگر هنگامیکه با شغلت  شاد نیستی، آنرا عوض نکنی

  اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

  اگر ورای رویاها نروی،

  اگر به خودت اجازه ندهی که

  حداقل یکبار در تمام زندگیت

  ورای مصلحت اندیشی بروی....
 

 
 امروز زندگی را آغاز کن!

  امروز مخاطره کن!

  امروز کاری بکن!

  نگذار که به آرامی بمیری ...

                                                                     شادي را فراموش نکن!

 

 

 

 http://www.success4u.blogfa.com/نقل از  وبلاگ


 

مشاور یکشنبه 17 شهریور1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

                                     

 

مشاور شنبه 9 شهریور1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

  ویژگی های دوران نوجوانی


مشاور پنجشنبه 7 شهریور1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

ترك آزارخویشاوندان بهترین صله رحم

يكي از بهترين روش هاي صله رحم با خويشاوندان، ترك اذيت و آزار

 آنان است. بدين معنا پرهيز از غيبت، تهمت، زخم زبان و شماتت آنان،

دخالت نكردن در زندگي آنها به عناوين مختلف، عيبجويي نكردن از آنان

و... از بهترين موارد صله رحم است.

اگر كسي نمي تواند به بستگان خود كمك مالي كند، لااقل بايد زمينه

اذيّت و آزار آنان را فراهم نكند.


امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايد:

 


بهترين چيزی كه به آن صله رحم

 می شود، خودداری كردن از اذيت

و آزار آنان است.

http://tanhaseratebandegi.blogfa.com/

 


 

مشاور جمعه 25 مرداد1387  نظر بدهید!

خوشبختی و سعادت !

زماني كه ديديد ، تك تك موجودات اين كيهان را با تمام وجود دوست مي داريد ، به خوشبختي عظيم خود رسيده ايد . خوشبختي ابدي اين است و بس .

خوشبختي هر روز مي آيد ، در « خانه ي زندگي » انسان را مي زند ، ولي افسوس كه او ناشنواست ، آواي خوشبختي را نمي شنود ، تنها صداي پول را مي شنود .

چرا ماهيان دريا ، آب را نمي شناسند ؟ زيرا ....

 

مشاور جمعه 25 مرداد1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

 

      خواجه عبدالكريم كه خادم خاص شيخ ابوسعيد ابوالخير بود، گفت : روزى ، كسى از من خواست تا از حكايت هاى شيخ چيزى براى او بنويسم . مشغول نوشتن بودم كه كسى آمد و گفت : تو را شيخ مى خواند . رفتم . چون نزد شيخ رسيدم ، گفت : عبدالكريم !در چه كارى ؟ گفتم : درويشى ، چند حكايت از حكايت هاى شيخ خواست . در كار نوشتن آن حكايات بودم .

شيخ گفت : اى عبدالكريم !حكايت نويس مباش ؛ چنان باش كه از تو حكايت كنند.

مشاور جمعه 25 مرداد1387  نظر بدهید!

رویاهایتان را آشکار کنید.


 

مشاور چهارشنبه 19 تیر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند . بقیه ی قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چه قدر عمیق است به دو قورباغه ی دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست . شما به زودی خواهید مرد .
دو قورباغه این حرفها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند . اما قورباغه های دیگر دائما به آنها می گفتند که دست از تلاش بردارید ، چون نمی توانید از گودال خارج شوید ، به زودی خواهید مرد
 بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او بی درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد
اما قورباغه ی دیگر با حدکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد . بقیه ی قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار ،‌ اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالاخره از گودال خارج شد
 وقتی از گودال بیرون آمد ،‌ بقیه ی قورباغه ها از او پرسیدند : مگر تو حرفهای ما را نشنیدی ؟
معلوم شد که قورباغه ناشنواست ، در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند

http://alihasan.blogfa.com/

مشاور چهارشنبه 19 تیر1387  نظر بدهید!

 

 

خداوند بي نهايت است و لامكان و لازمان
اما به قدر فهم تو كوچك مي شود
وبه قدر نياز تو فرود مي آيد
و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود
و به قدر ايمان تو كارگشا
يتيمان را پدر مي شود و مادر
نااميدان را اميد مي شود
گمگشتگان را راه مي شود
در تاريكي ماندگان را نور مي شود
محتاجان به عشق را عشق مي شود
خداوند همه چيز مي شود و همه كس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاكي دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهيز از معامله با ابليس
بشوييد قلبهايتان را از هر احساس ناروا و مغزهايتان را از هر انديشه خلاف
و زبانهايتان را از هر آلودگي در بازار و بپرهيزيد از

هر ناجوانمردي ، ناراستي و نامردي
چنين كنيد تا ببينيد خداوند چگونه
بر سفره شما با كاسه اي خوراك و تكه اي نان مي نشيند

 در دكان شما كفه هاي ترازوهايتان را ميزان مي كند
در كوچه هاي خلوت شب با شما آواز مي خواند
مگر از زندگي چه مي خواهيد كه در خدايي خدا يافت نمي شود؟؟؟؟
http://khalafian.blogfa.com

مشاور سه شنبه 18 تیر1387  نظر بدهید!

عشق بورزید تا به شما عشق بورزند

روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد.....

 

مشاور یکشنبه 16 تیر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

 وقتی آسمون آفتابیه
وقتی داره بارون می باره
وقتی همه چیز بر وفق مراده
وقتی سدی پیش راهه                                                          
وقتی دلم شاده
وقتی غم تموم دلم رو گرفته
وقتی به  خواسته ام میرسم
وقتی مشکلات یکی پس از دیگری سد راهم میشه           
 
وقتی سالم و سلامتم
وقتی بیماری سراغم میاد
وقتی . . .


سایه حکمت تو توی نگاه دلم موج میزنه

خدای من ازت ممنونم

مشاور یکشنبه 16 تیر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

شبی که همسرم خواست با زن دیگری به رستوران بروم...

ارزشمندترين وقايع زندگي معمولا ديده نميشوند ويا
لمس نميگردند، بلکه در دل حس ميشوند.لطفا به اين ماجرا كه دوستم برايم روايت كرد توجه كنيد،

مشاور یکشنبه 16 تیر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

 

انواع هوش چندگانه کدامند؟

مشاور سه شنبه 11 تیر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

جدول مشاغل پیامبران 

مشاور سه شنبه 4 تیر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

  نکته

چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند...
 -1
سنگ ... پس از رها کردن!
 -2
حرف ... پس از گفتن!
 -3
موقعیت... پس از پایان یافتن!
 -4
و زمان ... پس از گذشتن

مشاور سه شنبه 4 تیر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

 

مشاور یکشنبه 2 تیر1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب


مشاور پنجشنبه 30 خرداد1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

تاثير وضو بر روي سلامتي اعضاي بدن

تحقيقات يوگي ها نشان داده است كه وضو گرفتن سبب گشوده شدن چاكراههاي بدن مي شود.....  

مشاور جمعه 24 خرداد1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

به قدر فهم تو ......

به قدر فهم تو ......

 

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان ،

اما به قدر فهم تو کوچک می شود ،

و به قدر نیاز تو فرود می آید ،

و به قدر آرزوی تو گسترده می شود ،

و به قدر ایمان تو کارگشا می شود ، 

مشاور جمعه 24 خرداد1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

" نامه ای از ویکتور هوگو "


قبل از هر چیز برایت آرزو می کنم که ،

 عاشق شوی .....

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد

واگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد

و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی

 

مشاور جمعه 24 خرداد1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

قوانین شاد زیستن :

1- اگر شما چیزی را دوست دارید از آن لذت ببرید .

2 - اگر شما چیزی را دوست ندارید از آن دوری جوئید.\

3 - اگر شما چیزی را دوست ندارید و نمی توانید از ان دوری کنید آن را تغییر دهید.

4 - اگر شما چیزی را دوست ندارید و نمی توانید از آن دوری کنید و نمی توانید آن را تغییر دهید آن را بپذیرید.


5 - با تغییر نگرشتان نسبت به چیزهایی که انها را دوست نمی دارید انها را بپذیرید.

http://vahidbr.wordpress.com/

مشاور پنجشنبه 23 خرداد1387  نظر بدهید!

روانشناسی چهره روانشناسی رنگ. اشک.و…

 

مشاور یکشنبه 19 خرداد1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

لطفا مداد باشید!!!

در مداد 5 خاصیت وجود دارد که اگر به دستشان بیاوری تمام عمرت به آرامش می رسی :


مشاور شنبه 18 خرداد1387  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

آخرین مطالب ارسالی










درباره وب

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه
PageRank Buton by webzist

FreeCod Fall Hafez


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ